واکسن چهار ماهگی...
به پایان چهار ماهگیت رسیدیم وامروز صبح ساعت
7با بابایی و مامان جون رفتیم واکسن بزنی الهی فدات بشم مامانی کاش می شد من به جای تو واکسن می زدم
. خلاصه واکسنت رو زدیموجیگر من یه کوچولو گریه کرد بعدش رفتیم خونه ی مامان جون و چند تا قطره استامنوفن
بهت دادم و بعدش یه خواب
ناز رفتی و تا دو روز همینطور تب می کردی و بعدش خوب شدی

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



واکسن چهار ماهگی...
